همسفر با پاییز

وبلاگ دومین همایش شعر همسفربا پاییز کاشان آبانماه 1385

آخرین غزل سروده های علیرضا شیدا

بر هم زده ست ناله ی من باز خواب تو !

کی می شوم خلاص ز دست عذاب تو !

من سطر سطر ، واژه به واژه ، ورق ورق

خواندم ، نداشت حرف محبت ،کتاب تو !

هر حرف گفته ای همه اش را شنیده ام

هرگز به من نبو د نگاه خطاب  تو !

در شهر هر که هست ،بدهکار قهر توست

نام همه نو شته شده در حساب تو !

می سوزم و به لطف تو هیچ احتیاج نیست

بدتر از آتش است تسلای آب تو !

.............................

علیرضا شیدا / کاشان

شانزدهم آبان 91






تو را به جان خودت این همه بهانه مگیر !

به سنگ فتنه ، دل عشق را نشانه مگیر !

شکوه دام تو ، چشم مرا  هوایی کرد

مرا مقصر دلبستگی به دانه مگیر !

تمام عمر ، فقط ساز دشمنی زده ای!

قیافه ی غلط انداز دوستانه مگیر !

چه نسبتی ست که تو با عقاب ها داری!

به روی کوه بلند غرور خانه مگیر !

اگر گناه کسی کرد ، چشم مستت بود

به دست زلف مرا ز یر تازیانه مگیر !

..................

کاشان / علیرضا شیدا

پانزدهم آبان 91






مردی که با تو صادقانه آشنا شد

در بیکسی هایش غریبانه رها شد

از اقتدار او دگر چیزی نمانده ست

در کشورش با لشکر تو کودتا شد

تو آنکه می گفتی برای او نبودی

مشت تمام حرف هایت زود وا شد

پر پر به روی خاک، ز یر پای بادند

از شاخه ی امید ، گل هایش جدا شد

قلبش اسیر موج های بی قراری ست

با دست تو طوفان در این در یا به پا شد

.............................

کاشان / علیرضا شیدا

چهاردهم آبان 91







گل می کند هر وقت در من حرف هایت!

پا می گذارد در میان ، خار جفایت !

تو حرف هایت، با حقیقت دشمنی داشت

من راست میگفتم که میمیرم برایت !

جدی نمی گفتی که من را دوست داری !

و ا شد برایم ، مشت تردید صدایت !

در عمق در یای غرورت غرق بودی!

هر گاه می بوسید موج ٍ عشق ، پایت

بعد از تو در گوش ٍ دلم ، صد بار خواندم

وقتی که می نالید از  دست  وفایت !

ای کشتی افتاده در چنگالٍ طو فان

ای کاش می بودی  به حرفٍ نا خدایت ! 

رفتی و بعد از تو غمت شرمنده ام کرد

تا پر شود تنهاییم ، آمد به جایت ! 

در امتحان عشق ماندی ، پس چه می گفت

حاضر جوابی های روز ابتدایت !

وقتی که فصل درس تو پایان پذیرفت

رنگ خجالت داشت روی نمره هایت !

..............................

کاشان / علیرضا شیدا

سیزدهم آبان 91                         










در من یکی هر روز و هر شب بیقرار است

مانند بیماری که دردش انتظار است

از گل چه می پرسی ، که جز غم در دلم نیست

در باغ من چیزی که روئیده ست خار است

پاییز در پاییز می بینم جهان را

فصلی که در دنیا نمی یابم بهار است

هر وقت میلش بود می آید سراغم

غم با دل درد آشنای من ندار است

دائم به یاد وسعت در یا می افتم

در بی تو بودن اشک هایم موج دار است

از چشم تیر مرگ پنهان هیچکس نیست

هر کس که می بینی در این صحرا شکار است

.........................

کاشان / علیرضا شیدا

یازدهم / آبان 91





دارم دوباره توشه ای از غم می آورم

با خود هزار سال محرم می آورم

درد و بلا ز یاد می آید سراغ من

هر بار بی حضور تو من کم می آورم

با دوری تو حس پر یدن نمانده است

یک آسمان دلایل محکم می آورم

آرام گر یه می کنم از اشتیاق گل

اشکی شبیه قطره ی شبنم می آورم

میخانه ی نگاه تو در من ظهور کرد

دارم بساط عیش فراهم می آورم.

.......................................

کاشان / علیرضا شیدا

نهم آبان 1391





دل ،هیچکس را غیر تو باور ندارد

رو یی به سوی قبله ای دیگر ندارد

انگار با سر در گمی باید بسازم

من هر چه می گردم کلافم سر ندارد

هر لحظه صد ها بار می آید سراغم

یاد ت چرا دست از سر من بر ندارد ؟

از هر طرف اندوه در دل می نشیند

این خانه انگاری در و پیکر ندارد

تا زند ه ام در دین تو باید بمانم

عاشق به جز معشوق ، پیغمبر ندارد

ای دیو های غم کجا بردید  دل را

من آن سلیمانم که انگشتر ندارد.

...................................

کاشان / علیرضا شیدا

8/8 / 91


از چشم او شراب گو ارا  بیاور ید

هستم خمار ، حال مر ا جا بیاور ید

در دستهای یوسف عشرت طراوت است

عمری جوان برای زلیخا بیاور ید

از مادران مست عزا حالمان گرفت

دوشیزگان عیش به د نیا بیاور ید

چشمم ز  اشک شوق، ملاقات خواسته است

ای قطر ه ها نو ید ز در یا بیاور ید

مجنون گرفته ماتم غم های کهنه را

پیغام های تازه ز لیلا بیاور ید

امشب جواب های اجابت شنید نی ست

تا صبح ، نامه های تمنا بیا ور ید

.......................................

کاشان / علیرضا شیدا


برده صحرا دگر از یاد هیاهو ها را

کرده ای ساکن چشمان خود آهوها را

گول خوش بو یی خود را مخور و ناز مکن!

می برد باد صبا از گل تو  ! بو ها را

اگر از درد به تنگ آمده ای ! شیرین کن

چند روزی به تنت  ! تلخی دارو ها را

بسکه طوفانی ام امروز به در یا زده ام

کرده پیدا دل من جرات جاشو ها را

بعد از این سخت به دنبال خودم خواهم گشت

 نپسند ید کسی کار خدا جوها را

گر به دنبال بهاری! به نگاهت بسپار

تا زخاطر نبرد کو چ پرستو ها را

دیگر امشب به چه امید به گلزار رو یم

یک نفر چیده تمام گل شب بو ها را.

.................................

کاشان / علیرضا شیدا

27 /7 / 1391





بال و پر دلبستگی را باز کردم

یک عمر با امید تو پرواز کردم

هر روز شکلی از شکست آمد سراغم

صد بار من از ابتدا آغاز کردم

پوشیدگی با راز دل قهر است دائم

من هر کجا شد سفره ام را باز کردم

بی آنکه از پیغمبری چیزی بدانم

من بارها با عشق تو اعجاز کردم

خواهش وجودم را به حال خو یش نگذاشت

خود را فقط با آرزو دمساز کردم.

..................................

کاشان / علیرضا شیدا






وقتی تو هستی! لحظه های من همه شاد است

روحم ز چنگ د یو های غصه  آزاد  است

بوی خوش شیر ین اگر در یاد ها پیچد

در باور هر کوچه ای یک شهر ، فرهاد است

با دل جناغی بسته ام تا از تو نستانم

چیزی اگر آورده ای با خود مرا یاد است

حتما برای جغد ها و یرانه ی خو بی ست

شهری که با آوارهای شیون، آ باد است

پروانه را عزم شکایت نیست از شمعی

وقتی که چشم عدل ز یر پای بیداد است

.......................

کاشان / علیرضا شیدا

شانزدهم مهر ماه 91






هرگز دل تو رابطه ای با وفا نداشت

جز کینه و غرور و ستم ،آشنا نداشت

باید چه کرد حجم دل کوچک تو را

در یای عشق من به حباب تو جا نداشت

بیش از هزار مرتبه بر گل نشست ،دل

این کشتی بلا زده ام نا خدا نداشت

در روز گار حاصل مان درد عشق بود

درد ی که هیچ رابطه ای با دوا نداشت

عمری حضور داشت و کاری نبرد پیش

در من امید هیچ زمان دست و پا نداشت

بیچاره دل مقابل سنگت سکوت کرد

روزی هزار بار شکست و صدا نداشت

جز من نبو د در نظر او نشا نه ای

تیر نگاه های تو هرگز خطا نداشت

دائم کنار خانه ی من غم مقیم بود

شاد آن دلی که دغدغه های تو را نداشت.

........................

کاشان علیرضا شیدا

پانزدهم مهر ماه 91






یک عمر چشمت در دلم زهر بلا ر یخت

بیگا نگی ها را به جام آشنا ر یخت

ای غم ! چرا با سنگ می خوانی دلم را

با ید که در این شیشه معجون وفا ر یخت

با هر صدایی با خودم گفتم تو هستی

قلبم به امید حضورت بارها ر یخت

هر کس که ز یبا د ید د نیا را نگاهش

باید که در چشمان تشخیصش دوا ر یخت

روز عمل د ید یم در گل ماند پایش

آنکس که عمری از کلامش ادعا ر یخت

می خواست در او گند شیطان را نفهمیم

هر کس که بر خود بیشتر عطر خدا ر یخت

.........................

کاشان / علیرضا شیدا



هر که قانون محبت را رعایت می کند

عشق از او در مصیبت ها حمایت می کند

با نگاهی غم دلم را آشنای ناله کرد

در نیستان زود تر آتش سرایت می کند

سرگذشت عاشقان دراصل جز یک قصه نیست

هر شبی پروانه ای آن را حکایت می کند

در حضور عشق تلخی هایمان شیرینی است

عاشق از احوال خود ، بیخود شکایت می کند

عشق یک روح است و در صد جسم ظاهر می شود

هر که در هر شکل می بیند روایت می کند

اختلاف غصه و دل کهنه شد،  از  یاد رفت

اندک اندک گل به رنج خار عادت می کند

دامن تسلیم در دستان دل افتاده است

سال ها ی سال دارد استقامت می کند

در نگاه هرزه بینان خار صد گل می رود

ای خوش آن چشمی که با یک گل قناعت می کند.

..................






همیشه از دل امید آه  رو ییده است

به وسعتی که زصحرا گیاه روئیده است

چه ساده ام که سراغ بهشت می گیرم

ز دامنی که از آنجا گناه  رو یید ه است

گلی که سلطنت مصر را به ماه رساند

اگر درست ببینی ز چاه رو ییده است

دگر ز مزرعه ی  من امید حاصل نیست

تمام عمر از آن اشتباه رو ییده است

کلافه گشته ام اینکه کدام را بروم

ز بسکه در گذر عمر راه رو ییده است

شمیم عطر هزاران بهشت را دارد

گلی که از نفس عذر خواه رو ییده است

شب است و رفته سیاهی ز میهمانی من

از آسمان خیال تو ماه رو ییده است

.........................

کاشان / علیرضا شیدا



ببخش با نوی خورشید ! اشتباه شده

بدون تو همه ی روز من سیاه شده

امید عفو ز چشمان مست تو دارد

دلی که مرتکب یک جهان گناه شده

شب است وخانه ی من در هجوم تار یکی ست

نگاه پنجره اش بیقرار ماه شده

حراج کرده ای از بس شکوه و عزت را

گدای ملک تو منت گذار شاه شده

به سوی من بفرستد نگاه را گاهی

دو باره چشم تو انگار سر به راه شده

..........................

کاشان / علیرضا شیدا







آتش ،میان سینه ی من آشیان کرد

یک بار دیگر غم وجودم را نشان کرد

احساس پو چی با زبانی صادقانه

با من تمام حرف هایش را بیان کرد

صد سال رفت و یک بهاران چهره ننمود

یک سال ، صدها بار باغ من خزان کرد

دنیا برای ماست منزل ، د یر یا زود

باید که رفتن را  ، رفیق کاروان کرد

با ناله های این پر و بال شکسته

د یگر نبا ید آرزوی آسمان کرد

دنیا تمام لطف خود را بست بر کار

تا این که با من غصه را هم آشیان کرد

ابر غمت بد جور لطفش را نشان داد

سیلاب را از چشم های من روان کرد

عشقت سر یک نمره ی بسیار ناچیز

صد بار احساساتمان را امتحان کرد

........................

کاشان /علیرضا شیدا




احساس من با تو همیشه کار دارد

قلبم برای د ید نت اصرار دارد

چشمان تو خون هزاران مثل من را

با ز یرکی می ریزد و انکار دارد

از دست آن یک لحظه آسایش ندارم

گل های عشقت یک بیابان خار دارد

می آید و بی وقفه می کو بد دلم را

هر ثانیه غم با دل من کار دارد

با خون دستم خار، انشا می نو یسد:

د نیا کجا گل های بی آزار دارد؟

آرام تا چشم تو می آید نگاهم

می داند این که خانه ات بیمار دارد.

......................

کاشان / علیرضا شیدا






ای بخت کار تو مصیبت ، بار آورد

هر سال جای گل درختت ،خار آورد

امید زندانی ست ،حکم مرگ دارد!

باید برای او طناب دار  آ ور د

هرگز کسی را در کنار خود نپرور!

با خود تمام آستین ها مار آورد

یک بار اگر روی لبانم خنده گل کرد

پشت سر  آن غصه صد اخطار آورد

در عشق استمرار می چسبد وگرنه

هر چیز دیگر ، تلخی تکرار  آورد

.................

کاشان / علیرضا شیدا







بی تو در پیراهن آسایش من خار بود

چشم های انتظار از دور یت بیدار بود

در تمام ز ند گی امید آزادی نداشت

پیش روی بخت من از هر طرف دیوار بود

درک می کردم همیشه حالت اعدام را

لحظه های ز ندگی شکل طناب دار بود

هر چه شد گرم تماشا روی خوشبختی ند ید

در تمام عمر چشمان امیدم تار بود

با لباس گل  به استقبال عشقم آمدی !

در عمل دیدم که رفتارت شبیه خار بود.

....................

کاشان /علیرضا شیدا






آتش به خشم آمد و رو  بر ز بانه کرد

قاصد برای سو ختن من روانه کرد

بی تو کمان غصه مسلح به تیر شد

روزی هزار مرتبه دل را نشانه کرد

عطر ش بهشت را به خجالت حواله داد

وقتی که گیسوان تو را باد ، شانه کرد

تا آدم نبی  بگذارد  قدم  به دام

اول خدای عزوجل فکر  د ا نه کرد

از بسکه کار غصه به دیوانگی کشید

باید برای ز ندگی اش فکر خانه کرد

فر یاد می ز ند که شرابی بیاور ید

چشم تو را دو باره دل من بهانه کرد

زد بر شناسنامه ی خود مهر مرگ را

هر کس که ترک زندگی عاشقانه کرد.

.................

کاشان / علیرضا شیدا








در شهر چشمان تو شور و حال مهمانی ست

اینجا همیشه عشق گرم دست افشانی ست

با گیسوان درهم تو  بی شباهت نیست

هر آرزوی من گرفتار پریشا نی ست

پروانه و فرهاد و مجنون خوب می دانند

پایان کار عشقبازی نا بساما نی ست

بی خود نباید زحمت سیلاب را دادن

اینجا تمام خانه هایش رو به و یرانی ست

از مردگان هم مرده تر هستیم وقتی که

عقل سبک اند یش مان در دست نادانی ست

در بوق ها با افتخار این را بپیچانید

یوسف به حکم پادشاه عشق زندانی ست

.......................

کاشان / علیرضا شیدا



جایی برایم در کنار آسمان نیست

پرواز با بال و پر من مهر بان نیست

هر جای د یگر، در  تو  احساس غریبی ست

ای غم ! تو را غیر از دل من آشیان نیست

سنگ و محبت هیچ پیو ندی ندارند

از مهربانی در دل مردم نشان نیست

تا اینکه مجنو نی در آن آتش نر یزد

حس تنور عاشقی دلگرم نان نیست

د نیا نمی داند رسوم میزبانی

آسودگی در انتظار میزبان نیست

..................

کاشان / علیرضا شیدا






مانند ماهیی که به قلاب مانده ا یم

در موج خیز حادثه ، بی تاب مانده ایم

تنها مگر غبار بگیرد سراغمان

آن عکس کهنه ایم که در قاب ماند ه ایم

در یا از آشنا یی مان دست شسته است

منت کش رفاقت مرداب مانده ایم

مانند خانه ای که برایش فرار نیست

در رهگذار کینه ی سیلاب مانده ایم

یک کاروان عیش نپرسید حالمان

یک عمر در مسیر جهان خواب مانده ایم

.......................

کاشان /علیرضا شیدا







غم شکل اقیانوس های بیکر ا نه ست

باران ز ابر چشم های من روانه است

تقو یم ما صحرایی از مجنون و لیلا

د نیا پر از اند یشه های عاشقانه ست

مانند آن طفلی که صدها درد دارد

در چشم ،اشک من به دنبال بهانه ست

در روح من هر روز می گر دد غم تو

د نبال یک شاخه برای آشیانه ست

گسترده در سر تا سر د نیا یمان دام

چشمت به هر چیزی که عادت کرد دانه ست

حس می کند در آخر صحرا گلی را

روی لب سر گشتگی هایم ترانه ست.

...................

کاشان/ علیرضا شیدا







تنها نه در من اشتیاقت! خانه دارد

شمع امیدت ! یک جهان پروانه دارد

راه عبور سنگ ها را می شناسد

در سینه اش هر کس دلی دیوانه دارد

چشم انتظار تو نشسته دام ، ای کبک !

منزل مکن ! هر جا که د یدی دانه دارد

گیسو یت  ! از احوال دل های پریشان

صد پرده اسرار مگو  با  شانه دارد

چشم تو ! بعد از این همه سال آشنایی

چند یست با من حالتی بیگانه دارد

ای خانه ها !  در راه اشک من نمانید

دلبستگی سیلاب با و یرانه دارد.

......................

کاشان / علیرضا شیدا







دیگر به لب آورده ای، ای عشق ! جان را

در دل اقامت داده ای ! آه و فغان را

د نیا ند ا ند راه و رسم میز با نی

بر خاک ذلت می نشاند میهمان را

پرواز را تا می تو انی کم محل کن!

تا این که د نبالت فرستند آسمان را

لیلا بیا و شو ر مجنو نی به پا کن!

در جنب و جوش انداز با عشقت جهان را

آتش دو باره در تنور شوق افروز !

در سفره های عاشقی بگذار  نان را

................................

کاشان / علیرضا شیدا







تا اینکه ای گل  ! آرزو های تو جان دارد

در من خیال چشم هایت آشیان دارد

درخرمی ها ر یشه ی پژمردگی سبز است

هر جا بهاری گل کند ترس خزان دارد

باید کنارش  هر چه مجنون  است مهمان کرد

تا سفره های عاشقی دستی به نان دارد

حتی قفس هم شوق پرواز مرا نشکست

محبوسم و روحم هوای آسمان دارد

یک لحظه دل از دیدن آن بر نمی دارم

چشمان تو  راز بهشت جاودان دارد

بی هیچ تردیدی کمانت را مصمم کن

قلب مرا وقتی که تیر تو نشان دارد

.....................

کاشان / علیرضا شیدا





دلت ! همیشه سر جنگ با  وفا دارد

ستمگر است و فقط کینه ی مرا دارد

مدام بیت دو ابروی دلکشت ای گل !

هزار بلبل مست غزل سرا دارد

کشیده پیر هنش را گلاب در آغوش

همیشه باد صبا از تو حرف ها دارد

مگو که قلب شکسته صدا نخواهد داشت

دلی که بشکند از عشق تو صدا دارد

بیا تمام کنیم این غر یبگی ها را

نگاه های تو پیغام آشنا دارد

.......................

کاشان / علیرضا شیدا







دیگر نمی خواهد دلم مهمانی ات را !

ای غم بیا آزاد کن ز ند ا نی ات را !

حتی به صحرا هم مگو ای باد هرگز

در خود بپیجان راز سر گر دانی ات را !

با رفتن او ابر، روزت را گرفته است

ای چشم می بینم شب بارانی ات را !

آهنگ لطف و قهر تو شور آفرین بود

نشناختم قدر مخالف خوانی ات را !

پایم تمام طاقتش از دست رفته است

ای راه دارد رنج بی پایانی ات را !

کاش ای پدر چشم تو گندم را نمی د ید

تا کی دهم تاوان نا فرمانی ات را

.................

کاشان / علیرضا شیدا








صحرا پر از دلشوره های کاروان است

در یای اشک از چشم های من روان است

بردار دام مرگ را از  پیش رو یش

کبک امید از دوری تو نیمه جان است

ای دل ! نداری جا برای شادمانی

در خا نه ی تو  ! نا امیدی میز بان است

باید به  حفظ نمره های خود بکوشیم

در زندگی هر روز ، روز امتحان است

از پیش غارت رفته دان هر چه که داری

آنجا که دزدی در لباس پاسبان است

رفتی و چشمم اشک می ریزد شب و روز

بی تو در این بازار  ،گوهر رایگان است

یک روز خواهد ر یخت بر روی تو خود را

ای که سرت در زیر سقف آسمان است

.................

کاشان / علرضا شیدا






چشم دلم همیشه ببیند سراب را

هرگز ند ید تشنه ی عشق تو آب را

بر  ابر شرم  تا سفر دور می رود

رو یت ! اگر مجال دهد آفتاب را

هر لحظه با پیمبر چشمت ! به قلب من

نازل کن  ! آیه های شد ید عذاب را

هنگام خشم موج عرق های چهره ات

نگذار  بشکنند ، غرور گلاب را

امشب ز باغ سنبل زلفت نسیم ها

آورده اند مژده ی یک وعده خواب را

با ظاهرم تفاوت آن در تضاد نیست

و ا کرده ام ز صورت باطن نقاب را

........................

کاشان / علیرضا شیدا







ماه منی و هفت کشور ادعا داری !

بر روی چشم آسمان عشق جا داری !

قطعا نخو اهد دید روی صلح را هرگز

جنگی که تو با امپراتور و فا داری !

ای دل کسی را سوی تو چشم تعرض نیست

تا عشق رادر ملک خود فرمانروا داری !

با غمزه ی خو نریز خود جدی بگو یک بار

تا کی ستم بر دوستدارانت روا داری؟ !

ماهی دلها دسته دسته در تو می ر یزند

تا ز یر پیراهن تنی در یا نما داری !

لیلای این صحرای پر مجنون تو یی امروز

باید بیایی خیمه ی خود را به پا داری.

.........................

کاشان /علیرضا شیدا






ای ماه ! گیسوی تو د نبال بهانه ست

امشب پرستوی دلم بی آشیانه ست

آ و ا ر گی آغو ش خو د را باز  کر ده

اینجا تمام راه هایش بی نشانه ست

خشکی نخواهد د ید هرگز چشم هایم

آبی که از این چشمه جوشد جاودانه ست

هر جا دلی دیدیم عقل از دست داده

د نیایمان انگار که دیوانه خانه ست

در هر قدم چشم انتظار ماست، دامی

در زندگی هر چیز می بینیم دانه ست

احساس تو ! با دشمنی ها قهر کرده

رفتار چشمانت دو باره دوستانه ست

گلهای خوشبختی نگاه شوق دارند

روی لبان آرزو ها یم ترا نه ست

..............................

کاشان / علیرضا شیدا







بگیر  دست نفس های بیقرارم را !

تمام کن  شب تار یک انتظارم را !

ز غصه ام همه دل ها به درد آمده اند

ز روی آینه ها پاک کن غبارم  را !

به روی چشم طلا جایگاه خواهد یافت

اگر به پای کشی  خاک رهگذارم را !

خزانه ی گل پژمردگی ست انگاری

شکوه جلوه ی پاییز کن  بهارم را  !

به قصد دیدن در یا دگر نخواهی رفت!

اگر نگاه کنی چشم اشکبارم را!

ز دست میکده ها کار بر نمی آید

فقط نگاه تو ! درمان کند خمارم را

ببند راه به طوفان و پرس وجو یی کن!

که خوب شرح دهد حال بیقرارم را

..................

کاشان / علیرضا شیدا








پروانه با من تا ابد هم داستان است

در عالم دلداد گی آتش به جان است

پر می کند بی تابی تنها یی ام را

غم بر خلاف آنچه هستی مهربان است

بال و پرم را بسته می خواهد همیشه

پرواز من ، انگار مرگ اسمان است

دیوان او را منتشر کرده ست، طوفان

بر برگ های زرد ، اشعار خزان است

در ز یر چتر گل نشسته خار، اما

من ظهر تابستان ،سرم بی سایبان است

امشب صدای های های گر یه ی من

در عالم تشبیه ز نگ کاروان است.

........................

کاشان / علیرضا شیدا







در چشم هایت شور و حالی بی کران داری !

ز یبا یی در یا چه ی ماز ند را ن داری !

هر روز چشمانم گل نور از تو می چیند

خورشید را انگار اینکه باغبان داری !

فکر کمان ابرو یت! بر تیر پیچید ه

قطعا برای خود کسی را هم نشان داری !

می گو یی این که ماه او پیش تو ناچیز است

تو اختلاف کو چکی با آسمان داری !

گفتم به غنچه از لبانت شرمگین باشد

اصلا نمی فهمد کسی این که دهان داری!

دلها تنورند و به امید تو می سوزند

در سفر ه های عشق حق آب و نان داری !

یک شب برای شرح ز یبایی ت کافی نیست

حتما برای هر شبت یک داستان داری !

بر آفتابت خانه ها دلبستگی دارند

خورشید هستی ! دست های مهربان داری!

...................

کاشان / علیرضا شیدا





ای دل! ببر از خانه ی خود پای او را

راهش مده آ تش بیار آرزو را

ای درد ! تا در من گیاهت تازه باشد

با گریه وا کردم کنارت پای جو را

در گوش کشتی ، ناخدا صد بار گفته

طوفان نمی فهمد زبان گفتگو را

چشمان من هر چه بخواهی مهربانند

نشناختی این مردمان صلح جو را

هر جا غرورت را به آتش می نشاند

باید به روی خاک ریزی آبرو را

دارد خمار من خیال دیگر انگار

ساقی ! شراب از چشم هایت کن سبو را

بگذار تا با پارگی هایش بماند

وقتی که پیراهن نمی خواهد رفو را

مهمان چندین روز ه ای هستند اینها

جدی مگیر ای گل ! حضور رنگ و بو را

شاید نماز من قبول عشق گردد

حالا که با اشک آشتی دادم وضو را

..................

کاشان/ علیرضا شیدا







یک حس روشن در وجودم جا ندارد

امروز من امید فردا  را ندارد

ای عشق! من هر قصه را صد بار خواندم

بی تو تمام جمله ها معنا   ندارد

دامان طغیان را غمت در من گرفته

در چشم هایم اشک هایم جا ندارد

احساس اقیانوس بودن می کند چشم

کاری به کار وسعت در یا ندارد

کافی ست از مجنون خود یک نکته گو ید

در یا گهر هم ر تبه ی صحرا ندارد

دیوان حافظ با همه آوازه ،  یک بیت

مانند ابروهای تو  زیبا ندارد

مجنون نخواهد مرد، اما مرده پندار

هر زنده ای که عشق لیلا را ندارد

.......................

کاشان / علیرضا شیدا







خورشید انگاری میان آسمان نیست

وقتی نگاه چشمهایش مهربان نیست

قهرند با ما ابر ها و قحط سالی ست

در سفره های دوستی مان ر نگ نان نیست

تعطیل شد د یگر نماز عاشقی ها

گلد سته ها را شور آواز اذان نیست

ای غصه ! آتش می کنی هر لحظه بر پا

در اشتباهی ! سینه ام آتش فشان نیست

خواندم تمام قصه های عاشقان را

امروز بامن هیچ کس هم داستان نیست

از میهمانی در بهشت اندوهگینم

وقتی گل روی تو آنجا میزبان نیست

..................

کاشان / علیرضا شیدا








در کشتی قلبم بلا را،ناخدا کن !

ای عشق در در یای من طوفان به پا کن !

با این همه لشکر که چشمان تو دارد

در کشور ، معشوق خواهان کودتا کن !

حسم که در شهر نگاه تو غریبه ست

با دست های مهربانت آشنا کن !

من دردمند و تو شفای درد هایی

این درد های بی تحمل را دوا کن !

آوارگی ها را به صحرا می کشاند

فکری به حال کاروان اشک ها کن !

صد بار کردم تا به گیسو یت بگو یم

زنجیر را از دست و پای صید وا کن !

اصلا نمی آید به تو این صید وحشی

از دام خود خواهی غرورت را رها کن!

.........................

کاشان / علیرضا شیدا





امشب تمام آرزو هایی که دارم

ای ماه ! پای آسمانت می گذارم

تشبیهی از در یای طوفان خیز هستم

از بسکه با امواج عشقت! بی قرارم

یک بار من سود از سفر کردن ندیدم

مانده پشیمانی فقط در کوله بارم

در اضطراب این که تو شاید بیایی

در ذهن گیج جاده ها چشم انتظارم

دیگر هوای سبز ماندن در سرش نیست

پاییز افتاده است بر جان بهارم

غیر از پشیمانی نخواهی داشت ای عشق

بگذار از ر یشه نهالت را بر آرم

در من حضور آرزو یت خار رو یاند

نگذاشت در گلدان حسم گل بکارم

اصرار از رو  رفت، با او گفته بودم

دیگر نمی خواهی بمانی در کنارم

یک بار اگر انصاف می رو یید در من

در پیش گل اقرار می کردم که خارم

............................

کاشان / علیرضا شیدا






در ا بر های چشم من باران نمانده

دیگر نشان از اشک بی پایان نمانده

هرگز نبا ید خورد گو ل عهد ها را

با شیشه ها یک سنگ بر پیمان نمانده

از تن میان ازدحام سیل اشکم

بر جا به غیر از خانه ای و یران نمانده

ایمان مردم ر یشه در نیرنگ دارد

بر نیزه ها جز غربت قرآن  نمانده

پژ مردگی بد جور افتاده به جانش

از چشم آفت ، باغ ما پنهان نمانده

گو یی دل ما زادگاه جنب و جوش است

در یایمان آسوده از طوفان نمانده

خورشید می خواهد که بیرون آید از کوه

وقت ز یادی تا سحر گاهان نمانده

.....................

کاشان / علیرضا شیدا







گاهی دلم گرفته تر  از چشم ابر هاست

در من هزار چشمه ی باران بی صداست

جز من نشان حاد ثه پیدا نمی کنی

ای تیر بی حواس! نگاه تو بر کجاست؟

با ید چه کرد با سفر اشتباه من

در لحظه ای که راه به نزدیک انتها ست

دیگر هوای هیچ کسی نیست در سرت

ای غم ! فقط نگاه تو انگار سوی ماست

هر راه او به منزل مقصود می رسد

هر کس که با مسیر تو ای عشق آشناست

در یا اگر خروش کند بی دلیل نیست

چشمان فتنه ساز تو بر عرشه ناخداست

...................

کاشان / علیرضا شیدا




بی تو تمام روزهای من سیاه است

تنها چراغم در شب تار یک آه است

وقتی که دارد می درخشد ما ه رو یت !

چیزی که چشمم آرزو دارد نگاه است

آخر برایم عشق ا فشا کرد این را

عاشق نوازی در مرام او گناه است

یک بار حتی ، روی مقصد را ند یدی

ای دل تمام راه هایت اشتباه است

بر بام ز یبا یی تو هستی این و یا باز

خورشید ،روی قله های صبحگاه است

روشن نکردی خانه ی تاریک او  را

عمری ست چشمان امید من به راه است

ای پیر آن بی پردگی های تو در عشق

مسوول پنهان کردن یوسف به چاه است

......................

کاشان / علیرضا شیدا





با چهر ه ام خون دلم را آشنا کردی!

چشم مرا در یای سرخ اشک ها کردی !

بر ضد من تشو یق کردی دشمنی ها را

حق تمام دوستی ها را ادا کر دی !

دارد دل بی طاقتم از درد می نا لد

در این نیستان بسکه تو آتش به پا کردی !

هر روز بامن از شکوه عاشقی گفتی !

یک عمر چیزی که نبودی ادعا کردی !

مانند گرگی که به جان گله می افتد

در من تمام درد ها یت را رها کردی !

می خواست تا بامن ، تو جور دیگری باشی!

ای غصه ممنو نم که بامن خوب تا کردی !

با ید طبیبان کار را از تو  بیا مو ز ند

ای مرگ صدها درد را یکجا دوا کردی!

................

کاشان / علیرضا شیدا







می خواستی ! با گر یه ام تنها بمانم

در حمله ی طو فان تو ، در یا بمانم

امروز را با وعده هایت! آشتی ده

تا کی اسیر حسرت فردا بمانم

بردی چراغ شادمانی را به همراه

تا بی تو در تاریکی غم ها بمانم

ای عشق ! طوفان می کنی بر پا روا نیست

بگذار تا مجنون این صحرا بمانم

لیلای من ، مجنون خود را رهبری کن

نگذار تا از کارو ا نت جا بما نم

در خا نه ی  من سایه ی حس غریبی ست

ا نگار با ید تا ا بد تنها بما نم

.....................

کاشان / علرضا شیدا







یک روز می خواهم بگیری ! دست هایم را

بشنو  ! در ا ین کابوس تنهایی صدایم را

بد د ید ه ام  در ز ندگی از خیر خواهی ها

نفر ین اجابت می کند بی تو ! دعایم را

رفتم به راهی که نمی بایست می رفتم

ای سنگ باید می شکستی! هر دو پایم را

آبی بزن بر آتش عاشق کشی هایت

دارم برایت ! می فرستم اشک هایم را

عمری کشیدم بر سر بی لطف تنهایی

این دست های با محبت آشنا یم را

ثابت نماند خانه ی من در هجوم سیل

تغییر داری می دهی ای اشک جایم را

گر او خدا باشد به خو بی درک خواهد کرد

تصمیم دارم تا بگردا نم خدا یم را

.......................

کاشان / علیرضا شیدا







چیزی که سر وقتم نمی آید قرار است

چشم تمام لحظه ها یم اشکبار است

با این همه می خواندت در دل صدایی

امید کنج خانه ام چشم انتظار است

د نیا برای چشم هامان خواب د یده

هر گل که در این باغ می بینیم خار است

آرامش از در یای من بار سفر بست

طوفان به روی دوش هر موجش سوار است

ای دل تو تنها نیستی، طاقت بیاور

صحرا تمام لاله هایش داغدار است

پا ییز از د یو ار و در  ، بالا می آ ید

وقتی که احساس تو محتاج بهار است

هرگز نخواهد داشت چشم د ید نم را

بعد از تو خوشبختی ز دست من شکار است

.....................

کاشان / علیرضا شیدا








ر نگ محرم داده چشمت عید ها را

آیینگی را شیوه ی خود ساز  ای دل!

تا بشکنی آیینه ی جمشید ها را

هر دین خدا را می شناساند به رنگی

باید چه کردن اختلاف دید ها را  ؟

بزم نشاطی کرده بر پا مطرب عشق

آورده بر روی زمین نا هید ها را

از برق سنگ غصه می خوانم که آخر

خواهد شکست آیینه ی امید ها را

با حرف هایت ساز رفتن می نوازی

رنگ حقیقت می زنی تردید ها را

بی تو چراغ عیش من با نور قهر است

بیهوده زحمت میدهم خورشید ها را

ما را بیایید بر سر ایمان ببیند

هرکس که در طوفان ندیده بیدها را

**************************


کاشان / علیرضا شیدا



اشکم چراغ راههای انتظار است

بی تو همه دنیا به چشمم تار تار است

غم سهم هر کس را برایش می گذارد

حقی اگر از او طلب داری ! کنار است

من از نگاه سرد گلها خوانده بودم

پاییز پنهان پشت چشمان بهار است

عطشا نم و اینجا گلو هایی که تشنه است

سقا یشان  شمشیر های آبدار است

در هیچ میدانی نشان رستمی نیست

هر جا که نقش رخش مانده ، بی سوار است

ای ابر های ساکن دریا ! بجنبید

اینجا کو یر تشنه ای چشم انتظار است

دارد به شعر تند طوفان میدهد گوش

موجی که روی دوش دریاها سوار است

جای شکایت نیست ، گلها بی گناهند

انگار تنها سهم من از باغ خار است

ای تیشه ی فرهاد ! شیرین کاریت کو؟

روی کتاب عشق ، کوهی از غبار است

ای عشق می دانستم از بدو تو لد

در راه تو مردن شکوه افتخار است

باید همه از عشق بنو یسیم برآن

دیوار دلها چشم بر راه شعار است

تقدیم به دوستان

کاشان / علیرضا شیدا

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1391ساعت 8:3  توسط انجمن ادبی کلیم کاشانی  | 

کنگره بزرگداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری همسفر با پاییز 20و21 مهر91 در کاشان


کنگره ی بزرگداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری

همسفر با پاییز با حضور صد شا عر و نو یسنده از سراسر

کشور 20 و21 مهر ماه در کاشان بر گزار میشود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت 7:32  توسط انجمن ادبی کلیم کاشانی  | 

نتیجه ی هشتمین فراخوان کنگره بزرگداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری همسفر با پاییز

                                                                 بنام خدا 

برگزیدگان و مهمانان هشتمین کنگره ی بزر گداشت

کلیم کاشانی و همایش سراسری همسفر با پاییز

                               (شعر ومقاله)                                                      


                                                       

چنانچه در رابطه با این اطلاعیه ،مطلبی داشتید با این شماره (09132639715) تماس بگیرید.

************************************************************************

  اصفهان- برگزیدگان/ 1- یوسف خوش نظر 2 - سهیل شفیعی 3-محمد بابا صفری

4 - حسین ملکیان 5 - زهرا شاه مرادی 6- آ زاده سالمی 7-  محمد رضا نصر

8- مطهره عباسیان(خمینی شهر) 9 - شهاب تشکری آرانی / مقاله

10 - زهرا رفیعی 11- مریم کرباسی (نجف آباد) 12 - سید جواد احمدی (خمینی شهر)

13 - علی فردوسی (اصفهان) 14 -محمد رضا بهرامی (اصفهان)15 -مرتضی پارسا

اصفهان - مهمانان / 1- نفیسه تقربیان 2- ابرا هیم پور جاسم 3- نیلو فر جهانگیر

 4- حامد عباسیان (ززین شهر)

**************************************************************

فارس- برگزیدگان 1 - عظیم زارع (کازرون) 2- هادی مرادی (شهر رستم)

3 - محبو به لطیفیان (نور آباد مممسنی) 4 - زینب صبوری زاده کازرون 5 -

فاطمه زمانی مظفر آبادی (شیراز) 6- زهرا حاج حسینی (شیراز) 7 -

سجاد حیدری قیری (قیر و کارزین) 8 - احمد زارع (شیراز ) 9 - پدیده زارع (شیراز)

10 - دکتر خیر الله محمودی / مقاله (کازرون)11 -- خدیجه کیانی / مقاله (کازرون)

****************************************************************

خوزستان - برگزیدگان 1 - حمد اله احمدی ( رامهرمز) 2 - میثم خالدیان (دزفول)

3- عباس رضایی(شوش دانیال) 4 - ناصر ندیمی (آبادان) 5 - سعید بخشنده (رامشیر)

6 -  سید شهاب الدین طبا طبا یی (رامهرمز) 7 - مصطفی سمندی ( رامهر مز )

خوزستان / مهمانان / 1- خزان علامه زاده 2- رژان علامه زاده 3- رویا کوهیانی ( آبادان)

4 - محمد ایمانی 5 -محمد جعفری ( آبادان) 6- کیانوش کو چکی (اندیمشک)

******************************************************************

گیلان - برگزیدگان 1- علی وارث 2- هیلدا احمد زاده 3- امیر خان پرور 4 - مریم پیله ور

5- راضیه فرهودی 6- مهناز فرهودی (رشت)  7 - علی شوش لاهیجان 8- فاطمه قسمتی

گیلان / مهمان / 1 - مریم خجسته

**********************************************************************

مرکزی- برگزیدگان 1- پیمان طالبی(تفرش) 2- قاسم قاسمی (اراک) 3 -

سمانه میرزاییان(دلیجان) 4 - امیر تفقدی (دلیجان) 5 - ابو الفضل میر زایی (دلیجان)

6- حدیثه حاج علی اکبری /مقاله

مرکزی/ مهمانان/ 1- سحر اسماعیلی ( محلات) 2- زهره رییس صفری (محلات)

3- سمیرا ستا یشی (محلات) 4- خانم سروش

*****************************************************************

تهران - بر گزیدگان 1- روح اله احمدی 2 - عارفه دهقانی 3 - سودابه مهیجی

4- مریم گودینی 5 - دکتر غفار برجساز / مقاله  6- دکتر شهلا خلیل الهی /مقاله

7- فریده داوودی مقدم/ مقاله

*********************************************************************

لرستان - برگزیدگان 1- انسیه رجب زاده (خرم آباد) 2- وحید اشجع (بروجرد)

3- بهناز سر میلی (بروجرد) 4- محمد فصیحی (بروجرد) 5 - علی صارمی (بروجرد)

 لرستان / مهمان /   فایزه دارابی

*******************************************************************

مازندران - برگزیدگان - 1- کیوان ملکی (قایم شهر) 2- عقیل زروک (محمود آباد)

3 - عباس حسن پور ( آمل) 4- محبو به علیخانی ( محمود آباد)

مازندران / مهمان / 1 - سحر اسدی (جو یبار)


*******************************************************************

قم - برگزیدگان  ا- مهدیه اکبری 2 - فاطمه سادات حسینی 3-  اعظم سعادت

4- و حیده گرجی  5 - محسن کاو یانی

قم/ مهمانان / 1- طیبه رضوانی 2- مرضیه تاجری


************************************************************************

زنجان - برگزیدگان 1- نرگس شمس 2- محمد علی استجلو 3- جواد چراغی 4 - رو یا باقری

5 - لیلا عبدی6- حسن پاکزاد (زنجان )                    


**************************************************************************


آذربایجان غربی- برگزیدگان  1- وحید حیاتلو (خوی) 2- امیر نقی لو (خوی ) 3- محمد نوروزی (خوی)


آذربایجان غربی/ مهمان/  1- بهرام خلیلی

**************************************************************************

چهار محال بختیاری  - برگزیدگان 1- فرزانه میرزاخانی (شهرکرد) 2- سلیم رزم آفرین (شهر کرد)

3- فاطمه دهقانیان (شهر کرد ) 4- سلیم غلامی بروجنی (شهر کرد)

****************************************************************************

آذربایجان شرقی - برگزیدگان    1- فرناز بنی شفیع (تبریز) 2 - حجت حصاری (مرند)

3- علیرضا الیاسی (سراب)

آذربایجان / مهمان / 1 - حامد مرادی (تبریز)


***************************************************************************

کرمانشاه - برگزیدگان 1- معصومه تیما (کرمانشاه) 2- سمیه قبادی( کرمانشاه )

کرمانشاه /مهمان/ 1 - حبیب الله عنبری (کنگاور)

*****************************************************************

خراسان رضوی-  برگزیدگان 1- مرضیه برشادی پور / مقاله 2- محمد هادی پور عرب /مقاله

3- جمشید پور عرب

*******************************************************************

اردبیل - برگزیده  1- شبنم فرضی زاده 2- دکترآذر سلامت


**************************************************


ایلام - برگزیده 1- محمد مرادی نصاری


ایلام / مهمان / 1 - آزاد کا عباسی


*********************************************************************


خراسان شمالی - برگزیده 1- فرشته ایزانلو /مقاله


**************************************************************************

خراسان جنوبی - برگزیده 1- حمید رضا نظری


***************************************************************************

البرز- برگزیده 1 - سمیه فضل علی /مقاله


*****************************************************


کردستان - برگزیده 1- اکرم بهرامچی (بیجار)


**************************************************************************

کرمان - برگزیده  1- محمد حسن اسفند یار پور



****************************************************************




گلستان - برگزیده 1- سهیل نصرتی /مقاله (گرگان)



************************************************************************



سمنان - مهمان 1- علیرضا زمانی


*************************************************************************

قزو ین / مهمان / 1 - محمد شفیعی فر


****************************************************



یزد- برگزیده 1- حمید رضا شمس اسفند آبادی /مقاله ( ابر کوه )



***********************************************************************

عزیزان دعوت شده ، اعم از برگزیده

و مهمان مستحضر باشند که با توجه

به حجم زیاد دعوت شدگان،تحت هیچ

شرایطی قادر به پذیرش همراه نیستیم.






+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1391ساعت 7:58  توسط انجمن ادبی کلیم کاشانی  | 

کنگره بزرگداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری همسفر با پاییز 20و21 مهر91 در کاشان

کد خبر : ۱۴۵۴۷۶ ۹ : ۴  - ۱۳۹۱/۴/۶ سرويس : اصفهان

ا کاشان؛ میزبان هشتمین کنگره بزرگداشت کلیم کاشانی ا

انجمن ادبی کلیم کاشانی هر سال کنگره ای را با نام همسفر با پاییز در بزرگداشت و معرفی هر چه بیشتر این شاعر برگزار می کند و امسال نیز این انجمن هشتمین کنگره کلیم کاشانی را برگزار می کند.

به گزارش خبرگزاری شبستان از اصفهان، کاشان علاوه بر آنکه نامش بر سفالینه هفت هزار ساله فرهنگ و هنر و تمدن سیلک حک شده نقش زیبای ترج ها و محراب های دستان هنرمند زنان قالیبافش بر دارهای فرش گره خورده و عطر گل و گلاب بوستان ها و گلستان های گل محمدیش با افتخار شستشوی خانه خدا از فرش به عرش طنازی می کند.


کاشان را تنها به نام سیلک، فرش، گل محمدی، گلاب، خانه ها و ابنیه ارزشمند تاریخی نمی شناسیم بلکه نام پرآوازه و مشهور هنرمندان، دانشمندان، فقها و ادیبان برجسته آن نیز افتخاری دیگر بر تارک این دیار است که نامش را جهانی کرده است.


کاشان، زادگاه مشاهیر و فرازنگان برجسته علمی فقهی ادبی هنری همچون غیاث الدین جمشید کاشانی ،ملا حبیب الله و ملا فتح الله شریف ،قطب راوندی ،محتشم کاشانی ،کمال الملک ،سهراب سپهری ،بابا افضل الدین مرقی ،ملامهدی و ملا احمد نراقی ،کلیم کاشانی، ملا محسن فیض کاشانی، سپیده کاشانی ،محتشم کاشانی ( قرن دهم ) ، سنجر کاشانی ( قرن دهم ) ، ملامحسن فیض کاشانی ( قرن یازدهم ) ، قصاب کاشانی ( قرن دوازدهم ) و سهراب سپهری ( معاصر )، کمال الملک، ملا احمد و مهدی نراقی، غیاث الدین جمشید کاشانی، قطب راوندی، بابا افضل مرقی و کلیم کاشانی است.


کلیم کاشانی یکی از ادبا و شاعرانی است که انجمن ادبی کلیم کاشانی هر سال کنگره ای را با نام "همسفر با پاییز "در بزرگداشت و معرفی هر چه بیشتر این شاعر برگزار می کند و امسال نیز این انجمن هشتمین کنگره کلیم را با اعلام فراخوان آثار برگزار کرد.


علیرضا شیدا، دبیر هشتمین کنگره بزر گداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری همسفر با پاییز در گفتگو با خبرنگار شبستان گفت: این کنگره هر سال با هدف تعامل بیشتر شاعران و انجمن‌های ادبی سراسر کشور با یکدیگر، آشنایی و شناسایی بیشتر با این شاعر، تجلیل و تکریم این شاعر و ارج نهادن به مشاهیر ادبی ایران برگزار می شود.


وی با تاکید بر حد عالی آثار ارسالی به دبیرخانه کنگره و مشکل بودن انتخاب برترین ها افزود: از بین هزار و چهارصد و بیست اثر رسیده به این کنگره و همایش، 90 اثر شعر و مقاله برگزیده شده است.


وی تصریح کرد: از 90 اثر برگزیده 75 اثر مربوط به بخش شعر و 15 اثر آن نیز مربوط به بخش مقاله است.


شیدا با اشاره به شرکت 24 استان کشور در فراخوان کنگره گفت: از این 24 استان، 10 استان تهران، اصفهان، فارس،خوزستان، گیلان، لرستان، قم، زنجان، مازندران و مرکزی نسبت به سایر استان ها مشار کت بیشتری داشته اند.

 

به گفته وی،از بین 90 اثر برگزیده این همایش 74 اثر برگزیده از استان های غیر از استان اصفهان است.


دبیر کنگره کلیم کاشانی در ادامه خاطرنشان کرد: هشتمین کنگره کلیم کاشانی همزمان با همایش سراسری" همسفر با پاییز" با حضور شعرا، ادیبان و کارشناسان زبان و ادبیات فارسی"20و 21 مهر" 1391

  در کاشان برگزار می شود.


شیدا یادآورشد: برگزاری تورهای یکروزه برای هنرمندان و شاعران مدعو در راستای آشنایی با فرهنگ و هنر کاشان از اماکن تاریخی و مذهبی این شهرستان از جمله برنامه های جنبی این کنگره و همایش است.


کلیم کاشانی معروف به خلاق المعانی، از شعرای نامدار عهد صفویه و معاصر شاه عباس کبیر بود است که سبک اصفهانی را پایه گذاری کرد، وی 2 بار به هندوستان سفر کرد و در آنجا ملک الشعرای دربار شاه جهان پنجمین پادشاه سلسله گورکانیان شد و دیوان کلیم مشتمل بر 8 هزار بیت غزل، مثنوی، رباعی و قطعه است.
 

گفتنی است، این شاعر غزلسرا در سن هفتاد سالگی و در سال 1061 هجری قمری در هندوستان درگذشت و در کشمیر به خاک سپرده شد.

با تشکر از شبستان ،خبر با اندکی تغییر اصلاحی در باره ی زمان و مکان برگزاری کنگره در اینجا آمده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 6:23  توسط انجمن ادبی کلیم کاشانی  | 

کنگره بزرگداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری همسفر با پاییز 20و21 مهر91 در کاشان

                                                              بنام خدا

البته در بین هزاران شاعری که به تقریب عرض کردم، شاید بشود گفت، انسان می تواند صد

تا شاعر خوب درآن دوره پیدا کند ودر بین این صد تا شاعر شاید بتواند 10 شاعر درجه یک مثل

صائب، مثل کلیم، مثل محمد جان قدسی، مثل نظیری نیشابوری پیدا کند.


                                                                      از بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای


*****************************************************************************

               ازبین هزار و چها رصد و بیست اثر رسیده به کنگره ی بزر گداشت کلیم کاشانی

               و همایش سراسری همسفر با پاییز ،نود اثر بر گزیده شد ،که از بین این نود اثر

               هفتاد و پنج اثر مربوط به  بخش شعر و پانزده اثر مربوط به بخش مقاله است، یکی از

                و یژ گیهای حاصل شده از نتیجه ی این فراخوان این است که اغلب آثار رسیده در

               حد عالی است به گونه ای که کار انتخاب آثار را برای انتخاب کنند گان بسیار دشوار

               کرده بود، 24 1ستان کشور در این فراخوان شرکت کردند که از این 24 استان 10  استان

                 نسبت به سایر استانها مشار کت بیشتری داشته اند که به ترتیب اکثریت اسامی

                استانها بدین شرح اعلام می شود، 1- استان اصفهان 2- استان فارس 3- استان

               خوزستان 4 - استان تهران 5 - استان گیلان 6- استان لرستان 7- استان قم 8- استان

               زنجان9 - استان مازندران 10 - استان مرکزی ، از بین 90 بر گزیده ی این همایش 74

               برگزیده از استانهای غیر از استان اصفهان می باشند کنگره ی بزرگداشت کلیم

                کاشانی و همایش سراسری همسفر با پاییز در روز های 20 و21 مهرماه 1391 در

                 کاشان برگزار می شود .

                  دبیر هشتمین کنگره بزر گداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری همسفر با پاییز

                                                    علیرضا شیدا- کاشان 4/4 / 1391

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1391ساعت 6:15  توسط انجمن ادبی کلیم کاشانی  | 

اخبار همایش کاشان



دبیر این همایش علیرضا شیدا از حضور کم نظیر صاحبان شعر ومقاله در فراخوان 

هشتمین کنگره ی بزرگداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری همسفر با

پاییز خبر داد وی افزود از سراسر شهرها و استانهای کشور در این همایش ادبی

مشارکت داشته اند و نتیجه ی آن حد اکثر تا دهم تیر ماه 1391 اعلام خواهد شد

او در پایان قدر دانی خود را از حضور شاعران و نو یسندگان شرکت کننده در این

همایش ابراز داشت وگفت این حضور چشمگیر باعث دلگرمی دست اندرکاران

و برگزار کنندگان این همایش است اوهمچنین ازحمایت کنندگان این همایش

شکوهمند ادبی تشکر کرد.

شرح یکی از غزلهای زیبای کلیم با قلم علیرضا شیدا، قبلا از نکاتی که ممکن

است برای برخی از  صاحبان ذوق توضیح واضحات باشد عذر خواهی می شود

دل از سر کوی تو اگر پای کشیده است

باز آمد نش زود تر از ر نگ پریده است

خطاب شاعر به معشوق است و میگو ید اگر دل از توجدا شود این جدایی بسیار کوتاه است

به کوتاهی رنگی که از رخ می پرد و باز میگردد.

ناصح هذ یان گو ید و ما را تب عشق است

ما بسمل و او می تپد ا ین را که شنیده است؟

ما که گرفتار تب عشق هستیم باید هذیان بگوییم اما این کار را نصیحتگر ما  انجام میدهد

میخواهد بگوید کسی که عاشق را به ترک عشق نصیحت می کند  بیهوده گوست.

****************

هشت بیت از این غزل مانده که بعدا شرح آن را دنبال می کنیم.




+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1391ساعت 1:31  توسط انجمن ادبی کلیم کاشانی  | 

فقط تا آخر وقت امروز31 /3 /1391 برای شرکت در فراخوان همایش کاشان وقت مانده است.

سفینه میرود این سعی ناخدا عبث است

                                               چو عمر میگذرد ما چرا شتاب کنیم

                                      (کلیم کاشانی)

علاقمندان شرکت در بخش شعر و مقاله برای کنگره بزر گداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری

همسفر با پائیز فقط تا 31 /3 /91 فرصت دارند ، نشانی کاشان انجمن ادبی کلیم کاشانی صندوق

پستی 1673 تلفن 09132639715 تمام وقت پاسخگوست.

                                                                    علاقمندان میتوا نند آثار خود را به این ایمیل ارسال کنند.             

sheydakashan@yahoo.com 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 6:42  توسط انجمن ادبی کلیم کاشانی  | 

فردا آخرین مهلت همایش کاشان

شانه از زلف تو خوش کامروا شد، ستم است


که در این باغ دگر  آب به شمشاد رسد.


                                      (کلیم کاشانی)

درنگاه اول شاید کسی متوجه آنچه که شاعر

می خواهد بگوید نشود، اما اگر در آنچه که کلیم

گفته دقیق شو یم واز این پیشینه آگاه شویم که

در عهد شاعر بیت ،شانه ها عموعا از جنس چوب

بوده است و ظاهرا بهترین چوب برای سا ختن شانه

چوب درخت شمشاد بوده است ،به این معنی میرسیم

که شاعر خطاب به معشوقه اش میگوید که شانه که

از نسل درخت شمشاد است بواسطه ی تماس با زلف

تو سهم کافی از طراوت برده  است با این توصیف اگر

کسی آب به درخت شمشاد بدهد خلاف عدل عمل کرده

و این ستم است.



علاقمندان شرکت در بخش شعر و مقاله برای کنگره بزر گداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری

همسفر با پائیز فقط تا 31 /3 /91 فرصت دارند ، نشانی کاشان انجمن ادبی کلیم کاشانی صندوق

پستی 1673 تلفن 09132639715 تمام وقت پاسخگوست.

                                                                    علاقمندان میتوا نند آثار خود را به این ایمیل ارسال کنند.             

sheydakashan@yahoo.com

                                                                                                                                                         
مطالعه مجموعه غزل علیرضا شیدا/ گلها مسافران مسیری دو روزه اند/ بدون نیاز به دانلود

                                                                       http://www.mosaferanemasir2roze.blogfa.com/

                                                                            *******
مطالعه مجموعه غزل علیرضا شیدا/ پرواز کن تا آسمان عشق آبی ست/ بدون نیاز به دانلود   http://parvazkontaaseman.blogfa.com/
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1391ساعت 0:40  توسط انجمن ادبی کلیم کاشانی  | 

آخرین مهلت برای شرکت در همایش ادبی کاشان

گر حد یث بیو فا ییهای خو بان بشنود          

                                     بیستون پهلو تهی از نام شیرین می کند.

                                               

                                  کلیم کاشانی

علاقمندان شرکت در بخش شعر و مقاله برای کنگره بزر گداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری

همسفر با پائیز فقط تا 31 /3 /91 فرصت دارند ، نشانی کاشان انجمن ادبی کلیم کاشانی صندوق

پستی 1673 تلفن 09132639715 تمام وقت پاسخگوست.

                                                                    علاقمندان میتوا نند آثار خود را به این ایمیل ارسال کنند.             

sheydakashan@yahoo.com

                                                                                                    
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 7:13  توسط انجمن ادبی کلیم کاشانی  | 

اطلاعیه همسفر با پاییز 8 - کاشان 28 /3 /1391


بد نا می حیات دو روزی نبود بیش

آن هم کلیم! با تو بگو ییم چسان گذشت                                                 

یک روز صرف بستن دل شد به این وآن                                           

روز دگر به کندن دل از جهان گذشت                                                               

کلیم کاشانی 

این دو بیت آخر یکی از غزلیات کلیم به وجه دیگری نیز ضبط شده است به گونه ای که به جای بد نامی

(افسانه) و به جای دل از جهان (زاین و آن) آمده وجهی که در بالا آمده درست تر است. شاعر با توجه به

بد نامی و کاربرد آن در فرهنگ گویش مردم کاشان میخواهد بگوید ما زندگی نکردیم فقط به ما تهمت

زندگی کردن را بستند ودر توضیح مصراع پایانی اینکه این وآن جزیی از زندگی ما وجهان هستند ونتیجه

اینکه میخواهد بگوید یک روز از این دو روز دنیا را به این وآن که اجزا زندگی و دنیا بودند بستیم وروز دیگر

به ناچار از دنیا و زندگی که کل در برابر این جز بود، دل کند یم.


علاقمندان شرکت در بخش شعر و مقاله برای کنگره بزر گداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری

همسفر با پائیز فقط تا 31 /3 /91 فرصت دارند ، نشانی کاشان انجمن ادبی کلیم کاشانی صندوق

پستی 1673 تلفن 09132639715 تمام وقت پاسخگوست.

                                                                    علاقمندان میتوا نند آثار خود را به این ایمیل ارسال کنند.             

sheydakashan@yahoo.com

                                                                                                                                                         
مطالعه مجموعه غزل علیرضا شیدا/ گلها مسافران مسیری دو روزه اند/ بدون نیاز به دانلود

                                                                       http://www.mosaferanemasir2roze.blogfa.com/

                                                                            *******
مطالعه مجموعه غزل علیرضا شیدا/ پرواز کن تا آسمان عشق آبی ست/ بدون نیاز به دانلود   http://parvazkontaaseman.blogfa.com/
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت 1:3  توسط انجمن ادبی کلیم کاشانی  | 

مطالب قدیمی‌تر