تبليغاتX
همسفر با پاییز - خس آشیان

همسفر با پاییز

وبلاگ دومین همایش شعر همسفربا پاییز کاشان آبانماه 1385

خس آشیان

یک غزل از کلیم کاشانی بخوانید

 پیری رسید وموسم طبع جوان کذشت

ضعف تن از تحمل رطل گران گذشت

باریک بینی ات چو زپهلوی عینک است

باید زفکر دلبرلاغر میان گذشت

وضع زمانه قابل دیدن دوبار نیست

روپس نکرد هرکه از این خاکدان گذشت

در راه عشق گریه متاع اثرنداشت

صدباراز کنار من این کاروان گذشت

از دستبرد حسن توبرلشگر بهار

یک نیزه خون گل ز سر ارغوان گذشت

حب الوطن نگر که زگل چشم بسته ایم

نتوان ولی زمشت خس آشیان گذشت

طبعی به هم رسان که بسازی به عالمی

با همتی که از سر عالم توان گذشت

مضمون سرنوشت دو عالم جز این نبود

آن سر که خاک راه شد ازآسمان گذشت

در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست

در قید نام ماند اگر از نشان گذشت

بی دیده راه گر نتوان رفت پس چرا

چشم از جهان چو بستی  از او می توان گذشت

بد نامی حیات دروزی نبود بیش

آنهم کلیم با تو بگویم چسان گذشت

یک روز صرف بستن دل شد به این و آن

روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت

 دومین کتاب شعر همایش سراسری همسفر با پاییز با آثاری از شاعران ممتاز کشور در آخرین مراحل چاپ قرار دارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 3:57  توسط انجمن ادبی کلیم کاشانی  |